چرا اینستاگرام را از زندگی خود حذف کردم؟

ما فقط به کسانی که قبلاً کاری را انجام داده اند حسادت می کنیم. حسادت یک پیکان بزرگ و چشمک زن است که ما را به سمت سرنوشت ما نشان می دهد. " -گلون دویل ملتون

اینستاگرام یک بستر شگفت انگیز است. مکانی برای دیدن عکس ها و فیلم های زیبا از افرادی که از سراسر جهان با آنها ملاقات کرده اید. به عنوان یک واقعیت ، اینستاگرام دارای یک میلیارد کاربر فعال ماهانه است و با این میلیارد نفر تعداد ارتباطات زیادی وجود دارد (اینستاگرام ماهانه 1 میلیارد کاربر ماهانه بازدید می کند ، از 800M در ماه سپتامبر توسط جاش کاستین). پس چرا آن را حذف می کنم؟

یک جواب ساده است. من عاشق خودم شدم

به همین سادگی.

بله ، من از عشق ورزیدن به چیزهایی که خودم را تحسین می کردم ، متوقف کردم. چیزهایی مثل لبخند من شروع به متنفر شدن کردم ، موهای مسخره ام که خیلی دوست داشتم شروع کردم به متنفر شدن و حتی بدنم شروع به نفرت کردم.

من به نوعی توانستم 10 پوند را در ماه گذشته از دست بدهم و به نظر می رسد همه به من می گویند که گونه هایم نشان می دهد. اما آنها اندکی می دانند که استرس است که باعث این امر می شود. این فشار عظیمی است که من به خودم وارد کردم که روزی خیلی زیاد شد و مرا شکست.

اما چه چیزی باعث همه اینها شده است؟

اینستاگرام! خوب ، اینستاگرام اما نه واقعاً. در واقع تقصیر من بود اما من عادت داشتم اینستاگرام را به خودسوزی خود بسپارم.

خود تخریب از طریق مقایسه

نقل قول بالا نمی تواند واقعی باشد. و آن دقیقا چیزی است که اتفاق افتاده است. هر وقت در اینستاگرام می رفتم خودم را با دوستانم مقایسه می کردم که خیلی بهتر از من انجام می دادند و با گذشت زمان بیشتر افسرده می شدم.

سرانجام ، من آنقدر افسرده شدم که فقط همه چیز را متوقف کردم و هیچ تصوری از زندگی خودم نداشتم. بلیط کالیفرنیا داشتم و قصد داشتم بروم و دیگر برنگردم.

من گم شدم و نمی دانستم چه کاری انجام می دهم یا چه می خواهم انجام دهم. بنابراین من با حذف اینستاگرام شروع کردم.

از خودم یک سؤال اساسی پرسیدم که واقعاً باعث شد من در مورد تمام تصمیمی که در زندگی ام گرفته ام فکر کنم. و این بود ، "چرا اینجا هستید؟"

این سؤالی که باید از خودم بپرسم که چرا در این زمین بودم ، به من کمک کرد تا دلیل قرار گرفتن روی این زمین را کشف کنم. چرا من اینجا بودم؟ چرا می نویسم؟ چرا من در کالج هستم؟ چرا با گروه های خاصی از مردم در ارتباط هستم؟ چرا…

من تازه متوقف شدم که تمام این سؤالات ذهن من را فرا گرفت و دلیل من را فهمیدم. این یک چیز بسیار شخصی است و من می خواهم آنرا با همه خوانندگان شگفت انگیز به اشتراک بگذارم تا به شما بچه ها نشان دهم اشکالی ندارد که داستان خود را به اشتراک بگذارید.

من در زندگی با خشونت زیادی روبرو شدم ، از زورگویی ، تا خشونت خانگی. من بخصوص از لحاظ جسمی و روحی کودکی بسیار ناهمواری داشتم. اکنون همه چیز خوب است اما زخم ها از نظر روحی عمیق هستند. مهمتر از این ، من ADHD داشتم (اختلال بیش فعالی کمبود توجه) و به همراه آن ODD (اختلال کمبود وسواس) و مقادیر زیادی عصبانیت داشتم.

بنابراین همانطور که می توانید بگویید من دچار مشکل شدم و دوستان زیادی ندارم اما از هر آنچه که در زندگی من اتفاق افتاده است سپاسگزارم. من از جهنم عبور کردم ، اما احساس پرواز به عنوان فرشته را سبک دارم ، زیرا آن لحظات به من کمک کردند تا شکل ببخشد. این فقط من را به یک شخص قوی تر تبدیل کرده است و من آن را برای جهان تجارت نمی کنم. من هنوز به آن لحظات گذشته فکر می کنم و این به من آسیب می رساند اما این را می گویم اشکالی ندارد. زیرا هر آنچه برای من اتفاق افتاده است به یک دلیل اتفاق افتاده است.

و وقتی به گذشته ام می اندیشم ، می فهمم که به یک دلیل در اینجا هستم. من اینجا هستم تا بچه ها و بزرگسالانی را که دچار اختلال کمبود فشار خون ، افسردگی هستند و در زندگی خود خشونت شدید را تجربه کرده اند ، درک کنند که اشکالی ندارد. اشکالی ندارد که احساس عصبانیت ، غمگینی و شکستگی کنید. اما امیدوارم که من آنها را نیز بفهمم که آنها از آنچه فکر می کنند قوی تر هستند و می توانند هر کاری را که می توانند به دلشان برسانند انجام دهند.

هنگامی که من مقایسه خودم با دیگران را متوقف کردم و شروع کردم به دیدن آنچه واقعاً معتقدم در زندگی من مهم است ، شروع به خوشبختی کردم. آزادتر ، من می گفتم. مثل یک وزن غول پیکر که بر روی شانه های من بلند می شود.

قبل از عزیمت ما به یاد داشته باشید که هر کس چیزی را برای آنها تعریف کرده است. اگر اعتقاد دارید که می خواهید در موسیقی باشید ، همه به موسیقی خود بروید. اگر احساس می کنید رقص هستید ، پس چه جهنمی شما را متوقف می کند؟ می دانم که می خواهم نویسنده شوم و تا روزی که خواهم مرداد خواهم نوشت.

روزی منتشر می شود.

روزی پرفروش ترین نویسنده نیویورک تایمز خواهم شد.

روزی وبلاگ شماره 1 را برای کارآفرینی خواهم داشت.

این ذهنیت خوب است. این مهم نیست که اگر بزرگی شما بیاید بلکه چه موقع باشد.

امیدوارم که از این خواندن لذت برده باشید. اگر بندهایی را پشت سر گذاشتید و آن را با کسی به اشتراک گذاشتید که فکر می کنید از آن لذت می برد و از آن سود می برد. شب یا روز مبارک داشته باشید (بسته به جایی که در آن هستید).