نحوه متوقف کردن اتلاف وقت در اینستاگرام و ناامید کردن از اخبار

قدرت ذهنی بودن در طبیعت بدون تلفن هوشمند شما است

با وجود ماهها پیش که رسانه های اجتماعی را رها کردم و برنامه های خبری تلفن خود را حذف کردم ، همچنان به نظر می رسد که با سرخوردگی اخبار ، بمباران می شوم. در کشور زادگاه من ، آفریقای جنوبی ، من فقط به اندازه ای که مجبور هستم جلوی یک روزنامه را نگاه کنم تا عناوین مربوط به تجاوز به تاکسی ها و کودکانی را که به عمد توسط باندها اسیر شده اند ببینم. در بخش های تجارت و سیاست مقاله ، چیزهای تاریک نیز وجود دارد - بیکاری در آسمان زیاد و ضرب و شتم بدهی های عمومی ، دولتی فلج شده توسط بی تحرکی ، مخالفتی که با تقسیم روبرو است. بازگشت اخیر (قطعاً کوتاه) قطع برق و همچنین هواپیماهایی که به دلیل مسائل مربوط به رعایت ایمنی پایه گذاری شده اند ، آثار دور از حد و موذی سوء رفتار ، بی کفایتی و سوء استفاده را به خانه آورد.

با این حال ، کمی بزرگنمایی کنید ، و همه چیز به ندرت در جاهای دیگر بهتر نیست. انگلیس در بستر ناشی از Brexit قرار دارد. جنگ های تجاری ترامپ اقتصاد جهان را به خطر می اندازد ، سیاست خارجی وی کردها را تحت الشعاع قرار می دهد و فرضیه او بر روی محیط زیست ، جنگل های قدیمی آلاسکان را به خطر می اندازد. اتوبوس ها در شیلی در حال سوختن هستند. معترضین در هنگ کنگ اشک ریختند. بخش های عظیمی از آرام شمال کالیفرنیا (جایی که چند ماه پیش مشغول شراب خوردن بودم) تخلیه شده اند و قطع برق را تجربه کرده اند زیرا آتش سوزی خانه ها و آینده را تهدید می کند.

چه کاری انجام می شود؟

من لپ تاپ و تلفن خودم را دور کردم و سگم را به دامنه های جنگلی جدول کوه منتقل کردم. نهرها با باران اخیر متورم شده بودند ، پرندگان در حال چریدن بودند ، برگها با خوشحالی لرزیدند. نیروانا که یک پیاده روی جنگلی با یک Weimaraner است ، احترام می گذارد - اما همچنین یک یادآوری است. تذکری که در میان همه آشوب ها ، آشفتگی ها ، عدم اطمینان ها و ترسناک ها ، افتضاح وحشتناک ، بی عظمت زیبایی در جهان نیز وجود دارد. و هرچه وقت بیشتری در طبیعت می گذرانم ، به نظر می رسد بیشتر توجه من به مشاهده علائم امید در دنیای انسانی ما می انجامد. برخی از آنها معتبر هستند - آب بندی مجدد جاده ها ، مجسمه ای زرافه ای غول پیکر که در یک پارک یک بار اسیر شده ساخته شده است ، یک سگ پیاده در حال جمع آوری بستر است. سپس روزانه یک میلیون معجزه کوچک توسط پزشکان ، دی جی ها ، بازیکنان راگبی ، سرآشپزها ، شراب سازان ، هنرمندان و طراحان ایجاد می شود. در شهرکهای آفریقای جنوبی که به دلیل خشونت هولناک شناخته شده اند ، سرگردانی گشت و گذار ، کارآفرینان پویا ، صحنه های الکترونیکی پالس و مادربزرگ هایی وجود دارد که گیاهان سبزیجات ارگانیکی در حال رشد هستند.

توجه بیشتر به این شاخه های سبز چشم پوشی از مقیاس مشکلات کشور تولد من (یا در حقیقت جهان) نیست. به نظر من ، راهی برای حرکت از ناتوانی و اضطراب مداوم به سمت جادار بودن آرام است ، جایی که فرد احساس قدرت می کند هرچند کوچک ، بتواند تغییری ایجاد کند.

در سال 2012 ، هنگامی که خلبان دموکراتیک جاکوب زوما حاکم شد و افریقای جنوبی نیز در سطوح مشابه ناامیدی قرار گرفت ، نادین گوردیمر ، برنده جایزه نوبل ، در رمان آخر خود با عنوان "هیچ وقت مانند حال" نوشت:

قرنهای متمادی استعمار را فرو ریخت و آپارتاید را شکست. اگر مردم ما می توانستند این کار را انجام دهند؟ آیا ممکن نیست ، واقعی است که همان اراده را باید یافت ، در اینجا - جایی است - با آزادی ، شغل و فعالیت خود را آغاز کنید. برخی باید ایمان - دیوانه وار به مبارزات داشته باشند.

من در سخنان گوردیمر احساس آرامش زیادی می کنم - در یادآوری آنچه بر آن غلبه کرده است. مهم نیست که در کجا زندگی می کنید ، سخنان وی باید دلگرم کننده شما نیز باشد ، زیرا ، در حالی که تاریخ هر کشور منحصر به فرد است ، پیروزی بر سختی های تقریباً قریب به اتفاق آن است که تقریباً همه از آن سهیم هستند. برای بیشتر اروپا ، این دو جنگ جهانی زنده مانده بود. برای ژاپن نیز همین دو بمب اتمی بود. در حالی که ما در شرایط آشفتگی و خیزش زندگی می کنیم ، یادآوری می کنیم که بشریت به مراتب بدتر پیروز شده است.

هرچه بیشتر به صفحه نمایش چسبیده باشیم ، تیترهای بیشتری می بینیم و توییت های عصبانی ، و کلیپ های ویدیویی دیوانه کننده و تیک های CNN ضربان دار ، ما از تاریخ خود و محیط اطراف خود جدا می شویم - و اینکه چگونه در هر دو جا قرار می گیریم. ما به هر پیچ و تاب و مرموز روانی معتاد می شویم ، از ترس ، دلسردی ، ناامیدی فلج می شویم و احساس می کنیم هیچ کاری که تا کنون انجام ندهیم تغییری ایجاد نمی کند.

بنابراین - به من بپیوندید. بیایید تلفنهایمان را در خانه بگذاریم و به جنگل برگردیم. بگذارید در میان درختان به چند دهه قدیمی بایستیم ، که بسیاری از آنها هنوز هم مدت ها پس از شما و من گذشت خواهند ایستاد. بگذارید با صدای جویبار ، هوای معطر تازه بنوشیم. بگذارید دستانمان را روی سنگ خنک و شیرین پوشانده و خزه خز و خز قرار دهیم.

طبیعت نه تنها به ما فضایی برای تنفس ، فکر کردن ، رؤیاها و به سادگی می دهد - بلکه یک حس منظر و چشم انداز را نیز در اختیار ما قرار می دهد. این ماجرا را از کوچک بودن خود و کمبود زمانی که در این زمین هستیم ، یادآوری می کند. این به ما کمک می کند تا در مورد آنچه مهم است (و چه چیزهایی نیست) ، درباره آنچه می توان غلبه کرد ، چه چیزی نادیده گرفته می شود و چه چیزهایی را باید پذیرش کنیم ، درک بهتری کسب کنیم.

من مدتهاست که این را حس کرده ام و مدتها است که به بیرون از من به عنوان منبع تسلیم ، آرامش ، صلح و چشم انداز اعتماد می کنم. اما فکر کردم کتاب اخیراً جنی اودل با عنوان "چطور هیچ کاری نتواند چاپ شود" ، بنابراین ایده های شگفت انگیز پیرامون این موضوع را به شیوه های تازه ، قدرتمند و امیدوار کننده بیان کرده است. (می توانید متن گفتگو را که در ابتدا الهام از کتاب در رسانه است پیدا کنید.)

اودل استدلال می کند که زمان صرف شده در طبیعت به شدت تماشای آن - یعنی "انجام هیچ کاری" به عنوان مفاهیم سنتی بهره وری ممکن است نشان دهد - پادزهر اعتیاد آور ، مخرب ، جدا کننده حواس پرتی رسانه های اجتماعی است. نه او و نه من گفتیم که فناوری دیجیتال و اینترنت ذاتاً اشتباه نیستند. او همچنین اصرار ندارد كه مردم باید حسابهای فیس بوك خود را مانند من حذف كنند (هرچند كه شخصاً من در این كار پشیمان هستم). در عوض ، اودل از ما می خواهد كه توجه خود را تغییر داده و در نتیجه روشهای استفاده از فناوری را مختل كنیم - و انتظار می رود كه شركتهای فن آوری جهانی از آن استفاده كنند. هرچه ما نسبت به مشاهده دنیای طبیعی ، جسمی و اجتماعی اطراف ما مکث کنیم ، زمان نمایش صفحه نمایش کمتری اعتیاد پیدا می کند و به نوبه خود ، احتمال خشم چرخه خبری 24 ساعته و ترول های توییتر نیز به احتمال زیاد باعث ناامیدی می شود. توجه به همسایگان جسمی و اکوسیستم هایی که در آن زندگی می کنیم ، باعث می شود که ما بتوانیم بهتر و مناسب تر از آن استفاده کنیم ، راه حلهایی را ایجاد کنیم و به طور معناداری به سمت تغییر مثبت کمک کنیم - تغییراتی که به نفع خودمان ، همسایگان و محیط طبیعی ما باشد.

در سالی که امید به نظر می رسد به عنوان یک کالای کمیاب به طور فزاینده ای ، ساعت ها در جنگل "انجام هیچ کاری" - و خواندن کتابی که به عنوان یک مانیفست برای انجام درست همین کار باشد - به من امیدباری فراوانی داد: یک جوهر افشان که خیلی امکان پذیر است. اگر ما مایل به نگاه از صفحه نمایش خود هستیم و به ثروت های خارق العاده ای که فراتر از آن قرار دارد توجه کنیم.

خواندن و گوش دادن بیشتر:

علاوه بر چگونگی انجام هیچ کاری ، من همچنین The Nature Fix توسط فلورانس ویلیامز را به شدت توصیه می کنم که به بررسی علم پشت چرا زمان صرف شده در جنگل ها و انواع دیگر طبیعت برای سلامتی روحی و جسمی ما بسیار مناسب است. یادداشت های هایگ در مورد یک سیاره عصبی با شکوهی درباره مزایای زمان کمتر تلفن های هوشمند بحث می کند ، رژیم های خبری ما را تغییر می دهد و اهمیت زمان را نسبت به FaceTime تغییر می دهد.

در مورد کریستا تیپت بودن ، مصاحبه های دلپذیر و روح آور بسیاری انجام داده است. به ویژه ، دو مورد بسیار زیبا با توجه و طبیعت برخورد می کنند: گفتگوی او در سال 2015 با شاعر فقید مری الیور و مکالمه سال 2012 با اکولوژیست صوتی گوردون همپتون.