قهوه ، تینر ، و تعادل کار و زندگی

روز خوبی در تابستان در دالاس بود و او از جمع ایستاد. نمی دانم لبخند او بود یا موهای قهوه ای جاری. شاید هر دو بود. من به طور كامل با تمام چيزهاي دوستانه زنگ زده بودم ، اما با خودم فكر كردم "بدترين چيزي كه مي تواند رخ دهد" بود و من به دنبال آن رفتم. ما یک گفتگو را به هم زدیم و جریان طبیعی داشت. اعداد را رد و بدل کردیم و راههای جداگانه خود را هدایت کردیم

ما در استارباکس ملاقات کردیم و مشخص شد که پس از چند دقیقه مکالمه احساس اجباری شده است. من یک ارتباط احساس نمی کنم. فکر می کنم احساس متقابل بود.

ما قهوه های یخی خود را تمام کردیم ، در آغوش گرفتیم و راه های جداگانه خود را طی کردیم. من هرگز با او تماس نگرفتم و او نیز با من تماس نگرفت. در ابتدا احساس می شد اتلاف وقت است. هرچه بیشتر در مورد آن فکر می کردم ، فهمیدم که با شخصی که دوست داشتم ملاقات کرده ام ، به هیچ وجه تبدیل نشده و اشکالی ندارد زیرا فقط قهوه است.

آشنایی بسیار جالب است ...

من هرگز دوباره به یک تاریخ کور دیگر نمی روم. به نظر می رسید در آن زمان یک ایده عالی و پرماجرا بود اما من هنوز پشیمان هستم. یک همکار مرا متقاعد کرد که با دوستش بیرون بروم. من حداقل باید یک عکس می خواستم ، اما من این کار را نکردم. خرمای کور می خورد. به من اعتماد کن. من دیگر این کار را نمی کنم.

من حتی مطمئن نیستم که چگونه به درستی جابجایی کنم ، اما در اینجا هیچ چیز پیش نمی رود.

تینر

تقریباً تمام داستانهای "جالب" من تقریبا همیشه با "من او را در تیندر ملاقات کردم" شروع می شود. من نمی گویم من بسیار جذاب هستم ، اما 6.8 یا بیشتر به خودم می دهم. خوب ، من از 7 از 10 دور می شوم ، اما ممکن است با امتیاز دهی کمی سخاوتمند باشم. ذکر می کنم که فقط برای نشان دادن من خوش تیپ ترین شخص خارج از کشور نیستم ، اما تیندر همسان کننده عالی است.

چه کسی 10 سال پیش فکر می کرد که با انگشت انگشت دست ، رابطه جدی بعدی خود را پیدا می کنم و با زن رویاهای خود دیدار می کنم.

اوه ، اشتباه کردم

Tinder بسیاری از موارد است ، اما برای تولید بسیاری از روابط طولانی مدت شناخته شده نیست. در طول یک سال ، من احتمالاً با حدود 8-10 زن که در آن برنامه ملاقات کردم ، بیرون رفته ام. بیایید فقط بگوییم که صفر از این تاریخ ها منجر به هر چیز جدی از راه دور شده اند. بعد از چند خرما بیشتر از بین می روند.

از آنجا که فقط 10 نفر از شما در حال خواندن این مطلب هستند ، احساس می کنم مجبور به اشتراک گذاری هستم.

با توجه به این برنامه دوست داشتنی دوست داشتنی ، من این فرصت را داشتم که آنچه را که بهم ریخته است احساس کنم. من او را در فیس بوک اضافه کردم و او قدردانی نکرد که پس از چند روز تماس تلفنی برقرار نکند. من اوایل می دانستم که متر دیوانه با این دستگاه قوی است ، بنابراین من صحبت از بوقلمون سرد او را متوقف کردم. این منجر به طغیان شد. طعنه زدن به طرز عجیب و غریبی فالگیر بود. فکر می کنم او خیلی مرا دوست داشت او بسیار زیبا بود ، خیلی بد بود او در سطح 100 دیوانه بود. من درس خود را یاد گرفتم. دیگر Tinder نیست.

من درس خود را یاد نگرفتم.

به مناسبت دیگر ، من با کسی آشنا شدم و بله ، شما آن را حدس زده اید - تیندر.

او در حال سیگار کشیدن داغ ، جوان و مجرد بود. خیلی خوب برای درست بودن؟ اصلا. او این همه و خیلی چیزهای دیگر بود. فقط شوخی میکنم او برای درست بودن خیلی خوب بود

فکر می کنم فیلم "50 سایه" به ذهنش رفته بود. بعد از گذشت این ماهها ، من کلمات دقیق او را به خاطر می آورم ، "صاحب قدیمی من دیگر مرا نمی خواهد ، بنابراین من به یک شخص جدید احتیاج دارم" و چیزی در مورد شلاق وجود داشت. در ابتدا فکر کردم او سعی می کند خنده دار باشد ، اما چهره مستقیمی داشت. من نمی توانم انگشت خود را بر روی آن بگذارم ، اما چیزی در مورد او وجود داشت.

شاید آن چیز صاحب بود. من مطمئن نیستم ، اما من به اطرافم نچسبیدم. من چای سبز یخ زده ام را تمام کردم و گذاشتم. من حتی دوباره پر کردن مجدد را دریافت نکردم. پر کردن مجدد رایگان یکی از بهترین راه حل های بودن برای عضویت در طلا Starbucks است. فقط گفتن به هر حال ، من پس از آن هرگز با او صحبت نکردم ، اما امیدوارم او آنچه را که به دنبالش بود پیدا کند.

در ابتدا ، طلاق من مثل یک مانع از رسیدن به موفقیت قرار گرفت. من معتقدم که این امر توسط دیگران منفی دیده می شود. من به سرعت فهمیدم که طلاق بسیار رایج است که اکثر مردم حتی دو بار در مورد آن فکر نمی کنند. به علاوه ، من کمتر به آنچه مردم درباره من فکر می کردند اهمیت می دادم. مهمتر از همه ، طلاق فرصتی است برای یافتن شخصی که بتوانم واقعاً از آن خوشحال شوم.

امور همیشه مطابق برنامه در روابط ، شغل یا شغل پیش نمی رود. اجازه ندهید که عقب نشینی زندگی شما را عقب نگه دارد. زندگی کوتاه است بنابراین من الاغ خود را از روی نیمکت جدا می کنم و از دختر بعدی که دوستش دارم از استارباکس سؤال کنم زیرا در پایان ، این فقط قهوه است.

این گزیده ای از اولین کتاب من ، طلاق قبل از 30 بود.

در ابتدا در blog.edescoto.com منتشر شده است

Ed Escoto یک پدر با دو بچه جالب است! پس از آن ، او یک تحلیلگر ، نویسنده و خود مینیمالیست است. احساسات او حول ایجاد چیزها و افزودن زندگی به سالهایش می چرخد.

پست های مرتبط شما جالب است:

6 تغییر مزایای زندگی برای داشتن عجله جانبی

9 تعجب آور مزایا برای حداقل بودن

خیلی خوب باشید آنها نمی توانند شما را نادیده بگیرند